عباس اقبال آشتيانى

48

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

« از جمله امور عجيبه آنكه حرمهاى سلطان محمد خوارزمشاه به قلعهء لارجان از قلاع مازندران پناه برده بودند و سنتاى نام يكى از امراء مغول كه جبه نويان او را به عقب سلطان فرستاده بود چون از يافتن سلطان مأيوس شد در وقت مراجعت به محاصرهء آن قلعه پرداخت و يكى از آثار ادبار دولت آن بود كه در هيچ عهد كسى نشان نداده بود كه آن قلعه را به ذخيرهء آب احتياج باشد چرا كه مردم آن ناحيه هميشه از بارندگى در زحمت مىباشند اتفاقا چون لشكر مغول بدور آن قلعه درآمد باران مانند دولت خوارزمشاهيه روى به ادبار نهاد تا آنكه مدت ده‌پانزده روز آب در اندرون قلعه نماند و باضطراب تمام تركان خاتون و ديگر حرمها با ناصر الدين وزير از قلعه فرودآمدند و چون ايشان از قلعه فرودآمدند فى الحال ابرى بيامد و چندان در آن قلعه بباريد كه زياده بر آن متصور نبود . » ( تاريخ الفى وقايع سال 617 ) مغول تركان خاتون و نظام الملك وزير و حرم و فرزندان خوارزمشاه را پيش چنگيز خان كه در حوالى طالقان بود فرستادند و او نظام الملك و پسران خردسال خوارزمشاه را در 618 بقتل رساند و دختران و زنان و خواهران خوارزمشاه را با تركان خاتون يك جا نگاه مىداشت و امر مىداد كه در موقع كوچ به آواز بلند بر فوت خوارزمشاه ندبه كنند و چون سلطان جلال الدين منكبرنى را هم در حوالى شط سند منهزم نمود حرمهاى او را نيز اسير كرده با زنان اندرون خوارزمشاه به قراقروم فرستاد و تركان خاتون در آن شهر بود تا در 630 وفات يافت . مغول دختران خوارزمشاه را نيز به خدمت امراى مسلمان مطيع مغول و همسرى ايشان واداشتند مگر خان سلطان زوجهء نصرة الدّين عثمان خان سلطان السلاطين قراخانى را كه جوجى به همخوابگى خود اختيار نمود . تركان خاتون مادر خوارزمشاه اگرچه زنى كافى و باتدبير بود ولى بواسطهء قرابت با تركان قنقلى و دخالت دادن ايشان در كارها و استبداد رأى سبب عمدهء خرابى كار خوارزمشاه گرديد . اين زن كه دختر يكى از امراى ترك بود بعد از قبول همسرى سلطان تكش عموم كسان و نزديكان ترك خود را در كارهاى دولتى دخالت داد و در عصر شوهر خويش تكش و پسرش سلطان محمد كمتر ناحيه‌اى بود كه به تصرف خوارزمشاهيان درآيد و تركان خاتون يكى از خواص خود را به حكومت آن منصوب ننمايد . اين زن در خونريزى و عياشى نيز جسور بود و غالبا امراى نواحى را كه پسرش اسير مىكرد و بخوارزم مىآورد شبانه بجيحون مىانداخت تا ملك پسرش بىزحمت باشد . خوارزمشاه از قبول فرمان تركان خاتون چاره‌اى نداشت زيرا كه از طرفى اطاعت امر مادر را يكى از فرايض اخلاقى مىشمرد و از طرفى ديگر غالب امراى دولت از كسان او بودند و چون ايشان او را در برانداختن قراختائيان كمك كرده خوارزمشاه نمىتوانست با آن جماعت مخالفت نمايد .